گریه در محل کار جواب نمی دهد


در اینجا ارزش افزودن است که روند “گریه در محل کار” باعث ترک تعداد زیادی از کارگران در ایالات متحده شده است. بعید به نظر می رسد كه یك خانه دار یا كارگر كشاورزی به عنوان یك عمل ابراز وجود فمینیستی تشویق شود كه در محل كار گریه كند. حتی برای کارگران مشاغل وابسته به کارهای عاطفی نیز به نظر می رسد: کارگران خرده فروشی ، مشتری مدار ، پیشخدمت های رستوران ها ، کارگران جنسی. یک قسمت اصلی از کار آنها طراحی برخی احساسات برای راحتی مشتریان آنها است.

اما در اینجا یک ایده واقعا ابتکاری وجود دارد. چه می شود اگر به جای مشاغلی که در انجام کار در ملا public عام احساس راحتی می کنند مشاغلی ایجاد کنیم که کارمندان کمتر بپردازند؟ یک سرمایه گذاری طولانی مدت در سلامت روان کارگران آمریکایی بسیار موثرتر از تعدیل کوتاه مدت بر بدبختی آنها خواهد بود. برای این کار ، ما واقعاً باید تصمیم بگیریم که مشاغل آمریکایی چه مشکلی دارند: ساعات طولانی ، دستمزد کم ، ساختارهای خودکامه. ما همچنین باید جامعه ای ایجاد کنیم که در آن همه بتوانند نیازهای اساسی خود را – با کار یا بدون کار – برآورده کنند.

هفته کار 40 ساعته دستاورد دشواری برای جنبش کارگری بود و بازگشت به آن قطعاً تأثیر مثبتی بر کارگران آمریکایی خواهد داشت. اما ما نباید در اینجا متوقف شویم. در دهه 1930 ، جان مینارد کینز به خاطر پیش بینی خود مبنی بر اینکه افزایش بهره وری به نوه هایش اجازه می دهد راحت زندگی کنند ، 15 ساعت در هفته کار می کنند ، مشهور بود. بدیهی است که هرگز چنین اتفاقی نیفتاده است ، اما به این معنی نیست که باید اصرار بر آن را متوقف کنیم. کاهش زمان کار باید یک هدف اصلی برای سیاستگذاران مربوط به بهداشت روان ، بهداشت عمومی ، مشارکت مدنی و حقوق کار باشد. همانطور که رایان کوپر در پروژه سیاست مردم توضیح می دهد ، روش های زیادی برای کاهش ساعات کار وجود دارد. ابتدا دولت باید به کارفرمایان دستور دهد حداقل میزان مرخصی استعلاجی با حقوق و مرخصی استحقاقی والدین را تهیه کنند. دولت همچنین باید به کارفرمایان دستور دهد که وقت آزاد برای استراحت فراهم کنند. این می تواند ترکیبی از تعطیلات رسمی با حقوق ، تعطیلات با حقوق ، یک هفته کاری چهار روزه یا یک روز کاری شش ساعته باشد. در عین حال ، حداقل دستمزد فدرال نیز باید افزایش یابد که احتمالاً دستمزدها را مجبور به رقابت می کند.

روش دیگر برای کاهش استرس در کار ، اعطای استقلال بیشتر و قدرت تصمیم گیری به کارگران است. در سال 1979 ، رابرت کاراسک ، جامعه شناس حرفه ای ، مطالعه بنیادی درباره استرس روانی در محل کار را منتشر کرد. کاراسک علائم فرسودگی و افسردگی را شاخص استرس در کار کارگران سوئدی و آمریکایی می داند. وی دریافت که با افزایش آزادی تصمیم گیری در بین کارگران ، می توان سطح استرس در محل کار ، حتی در مشاغل سخت و طاقت فرسا را ​​کاهش داد. سازماندهی مجدد مشاغل بر اساس تحقیقات وی راهی آسان برای کارفرمایان برای شادتر کردن کارگران بدون کاهش بهره وری کارگران یا افزایش حقوق است. آنها حتی می توانند کاراسک را نیز استخدام کنند – او اکنون یک شرکت مشاوره بازرگانی مستقر در کپنهاگ را اداره می کند.




منبع: some-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*