چگونه نیویورکی در دام “Strange Japan” افتاد


این یک داستان دیوانه وار است که به طور کلی در ژانر “Strange Japan” قرار می گیرد و شکل شدید بیگانگی را نشان می دهد که در آن مردم مجبور می شوند غریبه های کامل را برای جایگزینی نزدیکترین بستگان خود استخدام کنند. زنان مجرد برای اطمینان خاطر به والدین “شیفته ازدواج” خود شوهرانی استخدام می کنند. بزرگسالان برای جلوگیری از تنهایی نوه ها را جذب می کنند. همسران زناکار به مردها پول می دهند تا مانند معشوق خود بایستند و از شوهر عصبانی خود عذرخواهی کنند. تقلبی زیاد است: رئیسان جعلی ، عروسی های جعلی ، خانواده های جعلی. بسیاری از این داستان ها به یوئیچی ایشی ، بنیانگذار و صاحب Family Romance تحویل داده می شود ، وی می گوید که او شوهر جعلی صد زن را بازی می کرد و سالانه دو تا سه عروسی جعلی ترتیب می داد. تصویر در حال ظهور ژاپن در کلیشه های یک کودک خرد شده است که چنان سطحی است ، چنان تحت فشار عاطفی است ، چنان تحت تأثیر یک جامعه قدرتمند قرار دارد ، که مردم آن ترجیح می دهند کار تقابل با والدین یا تماس با آنها را به عهده بگیرند. دختر بیگانه – انسان بودن کار کن.

مقاله با یک داستان وحشی در مورد ریکو ، مادری تنها که برای دخترش پدری نیمه وقت استخدام کرده است ، پایان می یابد. به مدت 9 سال ، این دختر معتقد بود که این پدر جعلی ، اینابا ، پدر واقعی او است. این فریب برای رفاه دختر معجزه کرد و ریکو اعتراف می کند که گاهی اوقات می خواهد اینابا واقعاً با او ازدواج کند. در حالی که باتومن در یک مهمانی چای در توکیو با ریکو مصاحبه می کند ، “نوشیدنی های شیرین یوزو” را می نوشد ، اینابا وارد می شود. ریکو گریه می کند: “اینابا سان!” آه ، اما معلوم شد که اینابا واقعاً یوئیچی ایشی است! باتومن از ریکو می پرسد: “آیا تا به حال در مورد نام واقعی اینابا سان و آنچه او تا آخر عمر انجام می دهد فکر کرده اید؟” نه ، اینطور نیست. داستان یک چرخش فوق العاده چشمگیر به خود می گیرد ، زیرا باتومن سعی می کند ذهن خود را در اطراف این دو نفر که مانند یک زن و شوهر رفتار می کنند اما زن و شوهر نیستند ، حلقه کند. باتومن نوشت: “چشمان او به من نگاه كرد و من به او نگاه كردم.” “من تظاهر نکردم – این یک لبخند واقعی بود. اما به چی لبخند می زدم؟ “

همانطور که معلوم شد کلاهبرداری است. این مشکل یک سال پس از انتشار مقاله آغاز شد ، زمانی که یک مجله ژاپنی گزارش داد که یکی از کارمندان Family Romance در یک مستند تولید شده توسط تلویزیون غول پیکر ژاپنی NHK وانمود کرده است که مشتری این شرکت است. NHK تأیید کرد که ایشی به کارمندان خود گفته است این حقه را اجرا کنند. نیویورکر او سپس تحقیقات خود را آغاز کرد ، و در نهایت اعترافات خیره کننده ای که این هفته منتشر شد به اوج خود رسید: کازوشیگه نیشیدا ، بیوه مجرد ، در واقع ازدواج کرده است و نام اصلی خود را ذکر نکرده است. که ریکو شیمادا ، مادر تنها ، در واقع متاهل بود و نام واقعی خود را به او نداد. و این ، دیوانه ترین از همه ، ریکو و یوئیچی ایشی است با هم ازدواج کرده اند علی رغم این فریبهای پیچیده ، همه آنها اصرار داشتند که داستانهایشان در غیر این صورت واقعیت دارند.

اینها چیزهای آینه ای واقعی هستند ، تا حدی که تفکیک کامل واقعیت ها از داستان غیرممکن است. (خواندن روایت باتومن از ملاقات او با ریکو و یوئیچی با دانش جدیدی که آنها در حال انجام ترفندهای با سیم بالا هستند آنقدر گمراه کننده است که تقریباً تار است.) آنچه ما می دانیم این است که اهل نیویورک مقاله و موارد مشابه علاقه زیادی به جنون ادعایی اجاره های خانوادگی برانگیخت. NHK مستند خود را ساخت. ورنر هرتسوگ فیلمی درباره یویچی ایشی ساخت که اولین بار در کن به نمایش درآمد و ایشی را در نقش پدر جعلی یک دختر بازی کرد. کانان اوبراین هنگامی که در دفتر ایشی حاضر شد و خواستار ساختگی خانواده شد ، مانند بورات با درد و رنج رفتار کرد.




منبع: some-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*