[ad_1]

یکی از دلایلی که جمهوری خواهان در دهه 1980 به طور متوالی در سه دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار کردند این بود که هیچ تردیدی درباره دین خود باقی نگذاشتند. مهم نبود كه انجیل سه بخشی با حكومت محدود ، ارزشهای سنتی و لشكری نیرومند ، كه توسط رونالد ریگان و شاگردانش تبلیغ می شد ، بر اساس دروغ ساخته شده بود و نتوانست دولت صادقانه یا شایسته ای ایجاد كند. همانطور که جورج اچ. بوش حزب خود را در سال آخر و تنها از دولت خود تضعیف و منشعب کرد ، بسته ریگانیت محافظه کاری را مانند ایدئولوژی به نظر می رسید که به احتمال زیاد آینده کشور را شکل می دهد. در پایان دهه ، آمریکایی های کمتر از 30 سال خیلی بیشتر خود را جمهوریخواه معرفی کردند تا مخالف.

دموکرات ها امروز ایده های بسیار خوبی دارند ، اما به نظر می رسد که آنها تمایلی ندارند که کدام یک را در تصویری ایجاد کنند که بتواند با جذابیت ریگانیسم رقابت کند ، برای اهداف شمایل راست گرایان منزجر می شوند. “برنامه مردم” را که در دسامبر گذشته توسط حدود 100 عضو شورای مترقی کنگره ارائه شد ، در نظر بگیرید. این برنامه هفت بخشی لیست طولانی از خواسته های شایسته چپ را فراهم می کند ، از افزایش حداقل دستمزد به حداقل 15 دلار در ساعت و Medicare برای همه گرفته تا Green New Deal ، خلع سلاح پلیس ، پایان دادن به تمام تبعیض ها علیه BIPOC و LGBTQ و کاهش بودجه نظامی این کار با یک فراخوان “پایان دادن به حرص و طمع شرکت ها و انحصارهای شرکتی” پایان می یابد. اما مانند سکویی که دموکرات ها در کنوانسیون مجازی خود در تابستان گذشته تصویب کردند ، طول آن و زبان بیش از حد آن عمدتا برای کسانی که قبلاً متقاعد شده اند جذاب است. چه تعداد آمریکایی می دانند BIPOC یا “عدالت ترمیمی” به چه معناست؟ اگر اصلاح طلبان دموکرات برای بسیاری از موضوعات ایستادگی می کنند ، تعجب نخواهند کرد اگر میلیون ها آمریکایی با بی دقتی به سیاست فکر می کنند تقریباً از هیچ چیز حمایت نمی کنند.

در چند روز گذشته ، هنگامی که دموکرات ها بر سیستم سیاسی حاکم بودند ، آنها قاطعانه اعلام کردند که در کنار کسی هستند که حقوق دریافت می کند یا یک تجارت کوچک را اداره می کند ، و در برابر نخبگان پولی هستند که سعی در محروم کردن آنها دارد. پاداشهای شایسته در سال 1936 ، سکوی حزب از “حق مذاکره جمعی و خود سازماندهی بدون دخالت کارفرمایان” استقبال کرد. برای تأکید بر این پیام ، FDR یک سخنرانی مهیج پذیرش ارائه داد و “سلطنت طلبان اقتصادی” را که هم از آن متنفر بودند و هم “دولت سازمان یافته” را که “استبداد” آنها را به چالش می کشید منفجر کرد. وی با سر و صدا با صراحت کار ، اظهار داشت: “آزادی نیاز به فرصتی برای امرار معاش دارد – زندگی با وقار و بر اساس استاندارد زمان ، غذایی که به فرد نه تنها به اندازه کافی برای زندگی ، بلکه برای چه چیزی زندگی کند. ” این اصول اخلاقی باعث ایجاد برنامه های قابل توجه New Deal مانند مشاغل عمومی ، لایحه GI ، قانون واگنر ، تأمین اجتماعی و قانون کار منصفانه (که اولین قانون ملی در مورد حداقل دستمزد و حقوق اضافه کار را ایجاد کرد) شد. برای کسب آرا Southern جنوب در کنگره ، سه قانون گذشته استثناهایی را برای مشاغل موجود در میلیون ها آفریقایی آمریکایی در کشاورزی و خانه های دیگران ایجاد کرده است. اما آنها بنیان یک دولت رفاهی پایدار را بنا نهاده اند که تحت فشار مردم بتواند امنیت و درآمد بیشتری برای سیاه پوستان و سایر گروه های اقلیت فراهم کند.

شعارهای پوپولیستی مورد استفاده FDR و متحدان آن سابقه طولانی در حزب خود دارد. دموکرات ها در انتخابات ملی پیروز شدند و در اکثر کشورها زمانی که چشم انداز اقتصادی برابری طلبانه ای را تدوین کردند و از قوانینی برای اجرای آن حمایت کردند – فقط برای سفیدپوستان آمریکایی تا اواسط قرن بیستم و سپس برای همه ، در رقابت بودند. رشته پیروی ایدئولوژیک از آنچه من “سرمایه داری اخلاقی” می نامم از جنگ اندرو جکسون علیه بانک دوم ایالات متحده تا حمله گروور کلیولند به تعرفه دفاعی ، از جنگ صلیبی ویلیام جنینگز برایان علیه “قدرت پولی” تا حمله گسترش می یابد. FDR در مورد سلطنت طلبان اقتصادی به وعده اشتغال كامل مندرج در قانون همفری-هاوكینز 1978. در دهه 1990 ، كانون گرایی طرفدار شركت شورای رهبری دموكرات این پیام سنتی را خفه كرد و دو پیروزی بیل كلینتون در ریاست جمهوری باعث شد كه هرگز منسوخ نشود اکثریت آرا popular را به دست نیاورد).



[ad_2]

منبع: some-news.ir