[ad_1]

به لزلی برودی گاهی باید دروغ گفت دومین زندگینامه ای است که از لوئیز فیجو ، نویسنده رمان مورد علاقه کودکانمان داریم هریت جاسوس. دیگری در سال 1995 با کمی سر و صدا ظاهر شد. نویسنده آن نام جذاب ویرجینیا ال ولف ، نویسنده ای است که تنها کتاب منتشر شده دیگر او یک خواننده است. یک خانه کوچک در دشت. کمبود اطلاعات عمومی درباره Fitzhugh کمی گیج کننده است ، به این دلیل که ادعای شهرت او یک رمان در مورد جمع آوری هرچه بیشتر اطلاعات در مورد مردم است. منتشر شده در سال 1964 ، هریت جاسوس ماجراهای هریت ام ولز ، دختری را که از زندگی بی دغدغه ای برخوردار است ، به همسایگان خود در منهتن نگاه می کند و ساندویچ های کسل کننده ای می خورد ، دنبال کرد تا اینکه یک روز جیغ بیرون آمد و دفترچه ای که وی در آن مشاهدات بصیرانه اما بی رحمانه می نویسد پیدا شد. از همکلاسی ها و دوستانش.

به نظر می رسد که Fitsug از نزدیک خطرات دمیدن پوشش شما را می دانسته است. او به عنوان یک لزبین که پس از دوره مک کارتی ادبیات کودکانه می نوشت ، حریم خصوصی خود را به عنوان یک ضرورت حفظ کرد. با وجود موفقیت خارق العاده کتابش ، فیتسو مصاحبه نمی کرد ، در کتابفروشی های کودکان مطالعه نمی کرد و به طور کلی از شرکت در کارزار تبلیغاتی هارپر خودداری می کرد. بخشی از آن انگیزه انزجار ضد فرهنگی بوهمی نسبت به بازی بازاریابی کتاب بود ، اما فضای سیاسی در آن زمان قطعاً عامل دیگری بود. برودی نوشت: “از نظر لوئیز ، نمایشگاه می توانست مشکلات واقعی ایجاد کند.” “نه فقط برای خودش ، بلکه برای نماینده ، ویراستار و ناشر او ، که همه آنها را می توان در ملا عام جستجو ، سانسور و تحریم کرد.”

وقتی فیتژوغ سعی کرد دنبالش برود هریت جاسوس یک رمان که به روابط لزبین تمرکز دارد می گوید که نماینده او (که خودش دوجنس گراست) با توجه به شهرت مشتری خود به عنوان نویسنده کتاب کودک ، از مطالب “کاملاً وحشت زده” و نگران واکنش عمومی است. نسخه خطی با عنوان میمی ، هرگز به چاپ نرسید

که در گاهی باید دروغ بگویی ، برودی با کاوش در این گوشه های پنهان زندگی نویسنده معروف ، بیوگرافی شخصی و سیاسی Fitsug را ایجاد می کند ، که رمان محبوب کودکان را در متن همجنسگرا و مرتبط بودن دوران پس از جنگ قرار می دهد. نتیجه یک مطالعه است که فعالیت خرابکارانه خاموش را نشان می دهد هریت جاسوس و نیروی سیاسی تندی را به بازی به ظاهر بی گناه کتاب درباره س questionsالات رازداری و نظارت می افزاید.


فیتز در سال 1928 در یک خانواده ثروتمند در ممفیس ، تنسی به دنیا آمد. پدر و مادرش ازدواج پرفراز و نشیبی داشتند. Millsaps Fitzhugh یک وکیل و سیاستمدار محلی بود ، و مادرش ، ماری لوئیز ، یک رقصنده جاه طلب بود که همچنان بلند پرواز بود ، که باعث ناامیدی او شد. این دو به شدت ناسازگار بودند ، و استرس حاصل از ازدواج باعث شد كه Millsaps به فشار خون بالا مبتلا شود ، و در نتیجه آن ممنوعیت ویسكی بود – دقیقاً “سه تا چهار لیوان در روز”. در یک روند طلاق بسیار محبوب ، میلزپس تنها حضانت نوزاد لوئیز را به دست آورد ، که در بیشتر دوران کودکی به او می گفتند مادرش فوت کرده است. بعداً یك دوست به لوئیز اطلاع داد كه تجربه چنین وقایع ناگوار و آشفته ای ، محل مناسبی برای آموزش نویسنده است. بدون شک این واقعیت که شما مرکز شایعات شهری هستید و مورد کنجکاوی غریبه های کنجکاو هستید نیز آثار خود را برجای گذاشت.

لوئیز جوان علیه مادیات و خفقان در زندگی پدرش قیام کرد و با کمک او به پاریس و دهکده گرینویچ سفر کرد ، جایی که خود را در کنار هنرمندان و روشنفکران چپ گرا یافت. برودی می نویسد برای مدتی او ظاهراً برای تحصیل در رشته نقاشی در بولونیا ایتالیا زندگی می کند ، زیرا “او معتقد بود این یک شهر کمونیستی است ، یکی از معدود شهرهای خارج از اروپای شرقی یا چین ، و کنجکاو بود یاد بگیرد که زندگی چگونه است. مشابه وجود دارد “در نیویورک ، او در صحنه حزب مهمانی لزبین در شهر بود و با افرادی مانند جونا بارنز و نمایشنامه نویس مارکسیست لورین هانسبری ، که با آنها نامه های سیاسی و هنری را ردوبدل می کرد ، درهم آمیخت.

در آن زمان ، لوئیز به عنوان یک نقاش پرتره و تصویرگر کار می کرد. او نقاشی های کتاب کودکانه را به نام ساخته است سوزوکی بین (1961) ، نوشته شده توسط دوست او ساندرا اسکوپتون ، در مورد یک دختر هیپستر که در خیابان بلیکر زندگی می کند. این کتاب مورد توجه قرار گرفت. یک بررسی در مورد سوزوکی بین که او “برای مهد کودک این کار را برای جک کرواک تنظیم کرد در جاده برای بزرگان خود (کمی) انجام دهید. “با حمایت این پیروزی ، لوئیز تصمیم گرفت این بار تلاش کند تا خودش به نوشتن کتاب کودک بپردازد. در نامه ای به یکی از دوستانش ، او گفت که روی چیز جدیدی کار می کند:” هریت جاسوس و این برای یک دختر کوچک تند و زننده است که یک دفترچه یادداشت با همه دوستانش نگه می دارد. “

چه زمانی هریت جاسوس در اواسط دهه 60 بیرون آمد ، جاسوس ها همه جا بودند – توسط جان لو کاره جاسوسی که از سرما آمده است (1963) و كتابهای جیمز باند ایان فلمینگ برای كمیك جاسوسی در مقابل جاسوسی در مجله دیوانه –و جهان آموخته بود که چشم انداز ترسناک زمستان هسته ای نیز پرفروش ترین ماده است. پس از آن تعجب آور نبود که نویسندگان ادبیات کودکان دوست دارند با عوامل مضاعف ، استتار بد و وسایل پیچیده سرگرم شوند (گرچه ذره بین هریت دقیقاً همان کارتریج گاز اشک آور نیست که در قلع تالک مبدل شده است. به روسیه با عشق) در بیشتر کتاب ها ، نسخه هریت از بازی های جاسوسی قطعاً بازیگوش است. وقتی او نمی خواهد به مدرسه رقص برود زیرا “این کاری نیست که جاسوسان انجام می دهند” ، پرستار بچه او ، اوله گلی ، به او درباره ماتا هاری و اینکه چگونه از ترفندهای خود به عنوان یک رقاص برای جمع آوری هوش استفاده می کند ، می گوید. اوله گلی می پرسد: “و حالا چطور می خواهی جاسوس شوی اگر بلدی بلدی بلدی؟” همانطور که برودی یادداشت می کند ، هریت جاسوس “پیگیری ، زیرچشمی نگاه کردن ، استراق سمع و گاهی اوقات سوراخ کردن و ورود” را در واقع یک فعالیت کاملاً بی گناه تلقی می کند. برودی خاطرنشان كرد ، هریت “رازهای جمع آوری شده را جاسوسی یا سیاه نمایی یا سیاه نمایی نمی كند.” بازی های تماشایی هریت در نهایت با جاه طلبی های او به عنوان نویسنده مرتبط است و او می خواهد مهارت های مشاهده و توصیف خود را برای اهداف هنری و نه هسته ای تقویت کند. (به هر حال ، دوست او جیانی ، دانشمند ، می خواهد “جهان را منفجر کند”).

علی رغم بی گناهی ، “كتابداران ، معلمان و اعضای انجمن والدین كه خود را مدافع بهزیستی كودكان و داور اخلاق اخلاقی می دانستند” چیزی درباره این رمان احساس كردند. یعنی هریت رشد نمی کند ، تغییر نمی کند و نمی فهمد که او در ارزیابی خود از دوستان و خانواده سختگیر بوده است. او به راحتی ریا می کند: به تحریک اوله گلی ، او با دروغ گفتن به افرادی که احساسات آنها را جریحه دار کرده است ، مسائل را مرتب می کند و با این استدلال که “بعضی اوقات فقط باید دروغ بگویی”. این باعث سر و صدا شد زیرا ، همانطور که برودی می گوید ، هریت “به گفته شکارچیان جادوگران دوران مک کارتی دوره HUAC ، بسیاری از آنها هنوز فعال بودند در حالی که لوئیز کتاب خود را می نوشت ، دست از تلاش کشید.

در اینجا ، برودی استدلال می کند که لوئیز دروغ را به معنای یکپارچگی سیاسی و زندگی یا مرگ برای بسیاری از افراد در محیط زندگی خود ، از هنرمندان چپ گرفته تا هواداران کمونیست گرفته تا افراد عجیب ، درک کرده است. “او همچنین از آزمایشاتی که یک نوجوان همجنس باز باید در قلمرو خصمانه انجام دهد ، آگاه بود. یک دروغ کوچک در مورد حفظ هویت و عزت نفس می تواند یک حلقه نجات باشد. “اگرچه فیجی خود خارج از گنجه بود و تا حدی از عواقب مادی هوموفوبیا از طریق پول خانواده محافظت می شد ، اما وی از دوستان و آشنایان می دانست که شایعات ویرانگر در مورد زندگی جنسی یا سوگیری سیاسی چپ ممکن است باشد. شریک دیرینه او ، آلیکس گوردون ، یکی از عوامل انتخاب بازیگران در هالیوود بود که بیشتر دهه 1950 را صرف تلاش در لیست سیاه بازیگران کرد. برودی هشدار می دهد: “در آن دوران پارانوئید ، شایعات بیش از حد بزرگ بود.” حتی در زمان بنای یادبود فیتزوگ در سال 1974 ، مطبوعات از جنسیت او نام نبردند. گوردون مراسمی را كه توسط مجری ادبی لوئیز ، برای برودی برگزار شده بود ، توصیف كرد: “نمایشی كه برای تقویت لوئیز فیجو از نظر تجاری ساخته شده است.”


جایی که گاهی باید دروغ گفت کافی نیست که اغلب ارائه می شود هریت جاسوس فقط در رادیکال بودن زمان است. همانطور که برودی می گوید: “در آن روزهای بد که بسیاری از زنان هنوز نمی توانستند کارت اعتباری دریافت کنند بدون اینکه مرد سفارش دهد و تبلیغات از زنان آنها التماس می کرد که” برای همسران خود قهوه خوبی درست کنند. هریت جاسوس به کودکان یک ضد فرهنگ بدهید ایده ها.“در حقیقت ، در ایالات متحده و جاهای دیگر سابقه طولانی ادبیات چپ گرایان وجود دارد (برخی از مشهورترین نویسندگان اتحاد جماهیر شوروی ، از ولادیمیر مایاکوفسکی گرفته تا اوسیپ ماندلشتام ، داستان های کودکانه را نیز می نوشتند). که در یادگیری از سمت چپ (2005) ، دانشمند جولیا ال. مكنبرگ ، كتاب كودكانش از جنگ سرد ، توضیح داد كه نویسندگان چپ در واقع به این ژانر گرایش پیدا كرده اند ، “چیزی مانند پناهگاه در ادبیات كودكان ، كه به جز در موارد نادر ، تمایل به فعالیت در زیر رادار شکارچیان قرمز داشت. “با کتابهایی مانند تاریخچه کت شما– یک کتاب تصویری محبوب منتشر شده توسط حزب کمونیست ایالات متحده ، که در آن از کارگران مختلف صنعت پالتو ، از کشاورزان قارچ گوسفند گرفته تا افرادی که پشم رنگ می کنند ، ذکر شده است – نویسندگان و سازمان های چپ گرا توانایی تشکیل ادبیات کودکان را تشخیص می دهند آگاهی عمومی پیرامون کار ، ادغام نژادی و سایر مسائل اجتماعی.

درست است که هیچ یک از این کتاب ها دامنه تجاری ندارند هریت جاسوس و اگر معیار واقعی یک جاسوس میزان عمیق نفوذ آنها باشد ، شاید هریت جاسوس او شایسته حسن نیت جناح چپ است که برودی به او می دهد. هنگامی که این کتاب در سال 1964 منتشر شد ، در سال 2013 مورد بررسی قرار گرفت نیویورک تایمز توسط هیچ کس به جز میلیونر سوسیالیست ، گلوریا وندربیلت. وندربیلت درباره هریت شیطان نوشت: “ما فکر می کنیم خوشمزه است ،” اما این احتمالاً به این دلیل است که او هنوز ما را در مسیر جاسوسی خود قرار نداده است. هریت جاسوس ، فیتز با دادن جاسوسی که اسرار حفظ خود را حفظ می كرد ، چهره جنگ سرد را برای اهداف خود دوباره فرموله كرد. آنها این کار را در زندگی واقعی انجام می دهند و اغلب اوقات هنوز هم این کار را می کنند.

[ad_2]

منبع: some-news.ir