[ad_1]

چربی ذوب شده حیوانات مرده به نظر می رسد یک قرص ضد افسردگی باورنکردنی است ، اما بوی آن به خاطره اروتیک خاصی از دوروتی دانیلز ، راوی رمان جدید چلسی جی سامرز می ماند. گرسنگی خاصی این کتاب به صورت یک مونولوگ گسترده در مورد زندگی خشونت آمیز وی است ، همانطور که او در حال گذراندن حبس ابد است. هنگامی که او در دهه 1980 نوجوانی در کانتیکت بود ، دوروتی پس از دیدن وی که برگر را برمی گرداند و احساس نیاز به “ضرر” می کند ، در صندلی جلوی ایمپالا خود یک استیک اغوا کرد. [herself] در چربی چرب مرده روی پوست او بو می زند ، “در حالی که” یک میزام از پیه گوشت گاو ، روغن ذرت کثیف و یک مرد شسته نشده ما را احاطه کرده است. “

این یک تصویر و ویژگی خوشبو از دوروتی است ، یک گفتگوی مخلص و بی رحم که به خاطر تشکر از زیبایی همه اینها ، مجوز کشتن را می گیرد. دوروتی که خود روانی توصیف شده است ، استعداد لذت بردن از مزه ها ، بوها و عاشقانی را که برایش پیش می آید ، آنچه در وجدانش کم است جبران می کند. همانطور که دهه 1980 جای خود را به دهه 1990 داد ، او از آشپزهای سرخ شده در لوی خسته شد ، به نیویورک رفت ، به عنوان منتقد غذا در یک مجله براق کار کرد و به نوعی شروع به کشتن و خوردن مردان کرد.

سامرز که به یک تصویر جذاب و شگفت انگیز از تبدیل شدن یک روزنامه نگار حرفه ای و حرفه ای جنازه دوست پسرانش به وعده های غذایی خوشمزه برای یک نفر اضافه می شود ، سامرز خاطرات دوروتی را با صحنه هایی از التهاب در منهتن محکوم می کند که یک منتقد امروز فقط می تواند رویاهایش را ببیند. به عنوان مثال ، پس از فریاد زدن بر روی یک مرد ثروتمند بر سر “بیس خشمگین کارخانه موسیقی C + C و دریایی از عکس های آب تقلب نشده” که به عنوان “میمون خورشتی در کرم بادرنجبویه ، طعم خیالی پانزده ساله را دارد ، به عنوان یک متخصص غذا استخدام می شود. cunnilingus پسر پیر “من در دهه 90 در نیویورک نبودم ، اما به نظر می رسد این روشی است که مردم به عنوان نویسنده کار خود را انجام می دهند: شوخ طبع بودن با یک فرد ثروتمند.

بدون دادن زیاد ، منصفانه است که بگوییم Dorothy یک قاتل بسیار تبعیض آمیز است که فقط اعضای بدن را که از پیش انتخاب شده از قربانیان با دقت انتخاب شده می خورد. زبان مورد علاقه من از قتل های او زبانی است که او از گلوی سابق تا ریشه بریده است (“هر بار حفر عمیق تر ، چاقو را به بالا و عقب در کام نرم ، تماشای هجوم خون مانند یک قلاده گیلاس گرم در اقیانوس اطلس”) از طریق برشی که در گلو کم شده است.

گرسنگی خاصی این یک رمان ترسناک یا یک هیجان نیست ، بلکه یک کمدی نمادین است که تصمیم دارد همه “بدبختی های کنایه آمیز” را به چیزی پیچیده و گیرا تبدیل کند. اگرچه تجاوز و انتقام در تاریخ وجود دارد ، اما این یک مورد تجاوز به عنف نیست. دقت و علاقه ای که دوروتی به قتل منجر می شود ، ارتباط بیشتری با وسواس غذایی وی دارد: او رابطه جنسی شدیدی با یک قصاب کندوی زنبور عسل دارد ، به عنوان مثال ، وی را از روند بریدن حلق و انتقال رگهایش – فرایند فنی لباس درآوردن – تحریک می کند. از عروق گوشت نیاز او به کنترل در روابط انسانی بسیار شدیدتر از عصبانیت است.

اگرچه دوروتی در تمام کتاب خونسردی خود را حفظ می کند ، اما او انسانی است و با پیشرفت کتاب انگیزه های احتمالی او مشخص می شود. به ویژه ، گفته می شود که او در اثر مرگ مادرش بی تأثیر بوده است ، اما طولی نکشید که او دست به تیغه زد. یا اینکه خشونت جنسی که دوروتی توصیف می کند در ایتالیا به عنوان یک دانش آموز تجربه می کند ، عامل تسریع کننده خط قاتل او است؟ به جای پاسخ ، دوروتی به ما تصاویر معناداری می دهد: “یک بشقاب ساده گوجه فرنگی خرد شده ، در روده های گرم آفتاب خیسانده ، با روغن ریخته و با نمک سفید الماس فلس دار پاشیده می شود.” گوجه فرنگی ، عاشق ، جمله: همه منابع لذت یکسان برای لذت گرایانه ما راوی و همه سرزنش های به همان اندازه موثر سوالات خسته کننده است.

نسخه کاپشن کتاب ، دوروتی دانیلز را “عاشق اپیکوری الیزابت باتوری و خون آشام لستات می نامد ، اگر آنها رسانه ها را در نیویورک آزادانه کنترل می کردند” ، اما من ترجیح می دهم ارتفاع آسانسور را که او یک بار در یک پست وبلاگ ذکر کرده است:بخور ، دعا کن ، دوست داشته باش ملاقات می کند روانی آمریکایی. او در مورد روان پریش های زن مانند باتوری حرفی برای گفتن دارد (نظریه او این است که آنها به همان اندازه وجود دارند که مردان آن را بهتر پنهان می کنند) ، اما به عنوان یک راوی وجوه مشترک دوروتی با داستان نویسان قاتلی مانند پاتریک بیتمن ، تام ریپلی ، یا ژان باپتیست گرنویل از رمان تأثیرگذار پاتریک سوسکیند عطر.

این آخرین داستان قاتل یک گرگ تنها است که دارای کام حسی غیرمعمول است و او را عصبانی می کند. گرسکن از زمان تولد خود در پاریس در قرن هجدهم ، از شدت مشمئز کننده بوی شهر در نحوه یادآوری بوی دهه های گذشته سامرز از بوی یک آشپز لذت می برد: خربزه پوسیده و بوی متعفن شاخ حیوان سوخته در کوچه های مجاور. دوروتی همچنین این سطح از جزئیات را می چشد ، و در هر دو کتاب وزن جمعی تصاویر حسی به آهستگی چیزی از اخلاق در قتل ایجاد می کند ، و خشونت را به عنوان یک عمل خلاقانه با پیوند اجتناب ناپذیر با سایر اشکال هنری – قتل به عنوان احترام به زیبایی – ایجاد می کند.

این اولین رمان درباره سامرز است که مانند دوروتی زنی برجسته در حدود پنجاه سالگی با موهای قرمز آتشین و طعم ترجمه افشاگری های حسی به زبان است. من با نوشتن او در مجله اروتیکا که اکنون از کار افتاده است مواجه شدم بزرگسال ، و هنگام خواندن این پست ، یک بار دیدم که او به گذشته سر می خورد ، ورقه ای از موهای براق او نور کمی را در اتاق منعکس می کند ، هر کره چشم می چرخد ​​تا مانند تراشه های آهنی که توسط یک آهنربا کشیده شده است ، او را تماشا کند. پژواک بین سامرز و دوروتی لزوما مهم نیست –گرسنگی خاصی لزوماً آزار دهنده است ، مهم نیست که چه کسی آن را نوشته است – اما جالب است که سامرز مسئله ارتباط جنسیت و زبان و غذا را چه در نوشتن ادبیات علمی و چه در یک رمان کامل دنبال کرده است. او در مورد تجربیات پیری و لباس پوشیدن و زیبایی خود برای سایت های مختلف از جمله وبلاگ های شخصی نوشته است. البته نباید اینگونه باشد ، اما هنوز هم نادر است که یک زن بالای 50 سال اینقدر صریح درباره جنس ، زیبایی و عزت نفس اول شخص بنویسد.

اکنون سخت است شوخی در مورد کشتن مردان یا سوزاندن کتاب در نوشتن ، زیرا افراد بی هدف در اینترنت بسیار مشتاق هستند که شما را جدی بگیرند: من مطمئن هستم که تعداد انگشت شماری از خوانندگان گرسنگی خاصی توهین به مردانگی آنها یا تفسیر غلط به عنوان یک تماس شیطانی از فمینیست ها برای پریدن روی شوهرشان در همه جا. اما بیشتر خوانندگان دریافتند كه سامرز نویسنده ای است كه مسئول تسخیر نیروهای جدید است و عدم وجود گناه یا پشیمانی بسیار دوروتی ، پادزهر تازه كننده تفكر اخلاقی آشفته است كه در داستان های مدرن بسیار رایج است. گرسنگی خاصی اولین نمایش تکان دهنده ، جسورانه و جشن همه لذت های گرم و مرطوب ارتباط انسانی است.

[ad_2]

منبع: some-news.ir