[ad_1]

به زودی سکوت به استانبول نازل شد: “هیچ بحثی وجود نداشت ، هیچ فریادی ، هیچ خنده ای ، هیچ تاجران از یک طرف خیابان به آن طرف شوخی می کردند ، هیچ زنی از پنجره هایشان حرف نمی زد … حتی دویدن در خیابان ها ممنوع بود ، مردم از راه رفتن سریع اجتناب می کردند تا فرار محسوب نشوند ، همه اظهار نظر کردند آهسته راه رفتن اولین دستور ژنرال ها سوزاندن اعلامیه هایی بود که عبد الحمید هذیان گسیخته دستور داده بود و میلیون ها برگ کاغذ روی هم انداخته و به آتش کشیده شد. این تقبیحات وحشتناک

که زندگی هزاران نفر را تاریک کرده و ترسهای غیرقابل توجیه یک سلطان آشفته را که مانند خاکستر و دود مانند چرک در پایتخت پراکنده شده ، در جریان خون جمعی کل جامعه جمع شده ، پرورش و افزایش می دهد و گناه و همدستی خود را به همه یادآوری می کند.

در رمان آلتان افراد زیادی با این آتش بایگانی مخالفت نمی کنند. کاری که ترکان جوان انجام دادند این بود که “با سوزاندن آن اسنادی که ثابت می کرد تقریباً همه درگیر استبداد آن دوره بودند” گذشته را پاک و همه را از ترس گذشته نجات داد. رباعیآخرین رمان ، اگر هرگز نوشته شود ، از نسل کشی ارمنیان ، یکی دیگر از اقدامات پاک سازی تاریخی که توسط همین رهبران برنامه ریزی و انجام شده است ، حکایت خواهد کرد.

و برای ترکیه مدرن ، این تاکتیک ها میراث نگران کننده ای به جا گذاشته است. تفکر پچشیستی در سخنان برادر جوان ترک راگیپ چوات متبلور شد – “چه کسی غیر از ارتش می تواند از این کشور دفاع کند … اگر ارتش از سیاست خارج شود ، میهن به دست مرتجعین سقوط خواهد کرد” – بعدا در ولایت نظامی گری در قرن بیست و یکم ترکیه را اداره می کرد (در اوایل سال 2016 ، گروهی از ژنرال های ترک کودتای خشونت آمیزی را که توسط غیرنظامیان سرکوب شده بود ، سازمان دادند). در سال 2002 با ظهور اردوغان ، که در ابتدا به عنوان یک دموکرات محافظه کار در تلاش برای بدست آوردن ناموس از دست رفته سلطان عبدالحمید شکل گرفت و قوانین نژادپرستانه قرن ها که ظلم به اقلیتهایی را که ترکیه مدرن اموال آنها را مصادره کرد و بود ، لغو کرد ، در 2002 متوقف شد. ساخته شده بر پایه ی. اما اردوغان پس از چندین سال در قدرت ، جاه طلبی های اقتدارگرایانه خود را آشکار کرده است. در سال 2018 ، او یک سیستم ریاست جمهوری ساخت که به او امکان می داد نتایج انتخابات را لغو کند ، معاونان وفادار شهرداران منتخب را حفظ و جایگزین کند و با حکمی ترکیه را اداره کند. همانطور که آلتان پیش بینی کرد ، “هر کسی که وارد سیاست شود یک سلطان کوچک در خود دارد” در ترکیه.

در یک لحظه دلهره آور در خاطرات زندان ، آلتان صحنه ای را به یاد می آورد رباعی جایی که راگیپ در مورد فاصله بین لحظه تغییر سرنوشت فرد و لحظه ای که فرد متوجه می شود “تراژیک ترین و وحشتناک ترین جنبه زندگی” است ، تأمل می کند. از دست دادن کنترل زندگی شخصی وحشتناک است ، خصوصاً برای نویسنده ای که به خاطر عقایدش زندانی شده است. “آینده روشن شده است ، اما انسان همچنان منتظر آینده ای دیگر با انتظارات و رویاهای متفاوت است ، بدون اینکه بداند آینده از قبل مشخص شده است.” در حالی که منتظر شنیدن نتیجه دادگاه خود در سال 2018 بود ، به امید آزادی اما قبلا محکوم شده است در حبس ابد ، آلتان احساس لرزیدن کرد: “سالها پیش در مورد آشفتگی هایی که در آن لحظه داشتم نوشتم. اکنون آنچه را در رمانم می نویسم زندگی می کنم. من یک رمان نویس هستم که رمان او را زندگی می کنم. زندگی من از رمان من تقلید می کند. “



[ad_2]

منبع: some-news.ir