[ad_1]


در حالی که ولز بیشتر روی آنچه مورخ ریچارد بل آن را متروی معکوس می نامید ، جان هریس متمرکز است آخرین کشتی برده نقش منهتن را در تجارت غیرقانونی برده در اقیانوس اطلس لغو می کند. اگرچه ایالات متحده و انگلیس تجارت برده در اقیانوس اطلس را در سال 1808 لغو کردند ، اما اجرای قانون آمریکا چنان ضعیف بود که بین سالهای 1850 و 1867 ، حدود 200000 آفریقایی که به بردگی کشیده شده بودند به قاچاق کوبا و برزیل منتقل شدند – جایی که برده داری تا دهه 1880 قانونی بود – کشتی های برده که توسط قاچاقچیان مستقر در منهتن اداره می شوند. مانند ربودن سیاه پوستان نیویورکی ، این داستان ناشناخته نیست ، اما هریس اولین مطالعه جامع در مورد اندازه و دامنه آن و همچنین پویایی سیاسی خاص را ارائه می دهد که نیویورک را “به عنوان یکی از آخرین مراکز تجاری اقیانوس اطلس” در آورده است. این یک بورس تحصیلی قابل توجه ، پیچیده اما به وضوح نوشته شده و شایسته گسترده ترین مخاطبان ممکن است.

منهتن به بخشی از این تجارت غیرقانونی برده تبدیل شده است ، بخشی از این دلیل دلیل اصلی تشخیص ولز است: تجارت و حمل و نقل نیویورک با قهوه برده برزیلی و تولیدکنندگان قند کوبا تجارت می کند. اما فاکتورهایی فراتر از تجارت نیز وجود داشت. برزیل در سال 1836 تجارت برده های خود را در اقیانوس اطلس ممنوع کرد ، اما تا سال 1852 ، پس از یک سری شورش برده ها و فشارهای تهاجمی انگلیس ، این منع تحریمی را اعمال نکرد. به دنبال سرکوب برزیل ، بازرگانان برجسته برده برزیلی ، مانند مانوئل کونه ها ریس ، به نیویورک نقل مکان کردند ، جایی که آنها با سازندگان کشتی ، تأمین کنندگان و بازرگانان در منهتن ارتباط دیرینه داشتند. ریس و همدستانش ، که به عنوان شرکت پرتغالی شناخته می شود (همچنین در کتاب ولز نیز موجود است) ، همچنین اطمینان داشتند که نه نیویورک و نه مقامات فدرال ، که اکثراً اسلاویست های دموکرات هستند ، ممنوعیت ایالات متحده را اعمال نمی کنند. اگرچه روزنامه های تسبیح و ستایش شهر از کشف تصادفی کشتی های غیرقانونی برده در بندرهای منهتن ابراز خشم کرده اند ، اما هریس می گوید که آنها این کار را فقط به این دلیل انجام دادند که به دموکرات ها اجازه داد از کوبا بخاطر اشغال آمریکا شکایت کنند ، این هدف اصلی برده داران توسعه طلب جنوب است. در دهه 1850 کوبا را به عدم اجرای ممنوعیت تجارت برده متهم کرد ، مدافعان بردگی بهانه ای برای جنگ داشتند.

دلیل دیگر قطب شدن نیویورک این بود که دولت فدرال ، مشتاق تأکید بر استقلال ملی ، از اجازه دادن به کشتی های دریایی انگلیس برای توقف و جستجو کشتی های آمریکایی امتناع ورزید. قاچاقچیان برزیلی و کوبایی با استفاده از همدستان در نیویورک به عنوان “خریداران کاه” پرچم آمریکا را برای کشتی های خود خریداری کردند. هریس دریافت که 75٪ از 474 کشتی غیرقانونی برده بین 1853 و 1866 زیر پرچم آمریکا حرکت می کنند. در شاید در بهترین فصل خود ، او به دقت چگونگی تغییر شرایط موجود در کشتی های برده را هنگام غیرقانونی بودن تجارت تجزیه و تحلیل می کند. کشتی های برده سنگین تر شدند و به طور منظم بیش از 600 آفریقایی را حمل می کردند ، “تقریباً دو برابر امید به زندگی در تجارت”. در دهه 1850 ، مردان 80 درصد اسیران را تشکیل می دادند ، در حالی که این دو سوم در تاریخ 350 ساله تجارت برده در اقیانوس اطلس بود. پس از سال 1850 ، کودکان نیمی از اسیران را تشکیل می دادند ، تقریباً دو برابر میانگین. با کاهش میزان غذا و فضا برای هر اسیر ، مرگ و میر افزایش یافت و در اواسط قرن پنج درصد افزایش یافت و به 17 درصد افزایش یافت. هریس خاطرنشان كرد: اگر كمكی وجود داشته باشد ، “واقعیت تاریك” مرگ های بیشتر به وجود می آید ، با اجساد مرده ای كه روی دریا ریخته می شوند فضای بیشتری برای زندگی فراهم می كنند.

هریس به جای تمرکز بر فعالیت خیابانی مردانی مانند Ruggles ، نگاه خود را به سیاست های فدرال آموزش می دهد. در سال 1861 ، اندکی پس از جدا شدن جنوب ، لینکلن یک واحد فدرال جدید به نام “سرکوب تجارت برده آفریقایی” ایجاد کرد تا تجار برده آمریکایی را تحت تعقیب قرار دهد. مقامات نیویورک از این نکته استفاده کردند و بلافاصله با قاچاقچیان محلی سرکوب کردند. شناخته شده است که وقتی در سال 1862 چنین قاچاقچی – ناتانیل گوردون جونیور – تحت قانون سال 1820 متهم شد ، که در آن شرکت در تجارت مجازات اعدام داشت ، لینکلن از تخفیف حکم خودداری کرد. اعدام گوردون یک احساس ملی بود ، مورد استقبال قرار گرفت به هارپر و نیویورک تایمز و توسط همکارانشان به خاطر تسبیح محکوم شدند.



[ad_2]

منبع: some-news.ir