[ad_1]

بنابراین اگر دموکرات ها سنا را کنترل می کنند ، چرا آنها نمی توانند فقط قطعنامه سازمانی پنجاه رأی و هریس را تصویب کنند؟ قانونگذار باید اینگونه کار کند ، درست است؟ زیرا مک کانل فقط می تواند آن را درک کند. و در حالی که 40 سناتور جمهوری خواه دیگر در كنار او ایستاده اند ، دموكراتها در واقع نمی توانند وی را مجبور كنند كه كنترل كامل مجلس سنا را به حزبی كه در حقیقت وی را برنده كرده تحویل دهد. (خوب ، بدون اینکه در واقع از شر filibuster خلاص نشویم – ما به آن باز خواهیم گشت.)

طرفداران این امر می گویند این مانع از چشم پوشی اکثریت قانون گذاران از اقلیت می شود. آنها اغلب ادعا می كنند كه جامعه سنا را حفظ می كنند و سناتورها را مجبور می كنند كه به صورت دو حزب عمل كنند ، كه خود به خود خوب است. از نظر عملکردی ، ابهامات به اقلیت سناتورها اجازه می دهد کاری را که اکثر همکارانشان مایل به انجام آن هستند ، تحمیل کنند – وارونگی عجیبی از عملکرد قانونگذار. در موارد خاص ، مانند اصلاحات قانون اساسی یا دادگاه های استیضاح ، مجلس سنا باید اکثریت دو سوم را برای اقدام به کار گیرد. اما تجارت روزمره نباید توسط هوای حزبی اداره شود که بیشترین کرسی ها را به دست نیاورد.

خود داستان فیلبریستر تا حد زیادی ننگ آور است. این بخشی از دیدگاه بنیانگذاران نیست؛ خود سنا تقریباً به طور تصادفی با آن روبرو شد. آدام جنتلسون ، دستیار سابق مجلس سنای دموکرات که در مورد نقش اتاق در خفقان دموکراسی می نوشت ، در اوایل این هفته اشاره کرد که دو استاد بزرگ فیلیبوستر جان کالهون است که از آن برای نمایندگی “یک اقلیت قدرتمند طرفدار برده” و سناتورهای جنوبی استفاده می کند در اوایل اواسط قرن 20 ، که از آن برای خفه کردن قانون محافظت از دموکراسی چند نژادی استفاده کرد. جنتلسون نوشت: “از پایان بازسازی تا سال 1964 ، اهریمن فقط حساب های حقوق مدنی را كشت”.



[ad_2]

منبع: some-news.ir