[ad_1]


با تدوین قوانین ، کشاورزی نیز توسعه یافت. در حالی که صنعت گوشت تحت سلطه کشتارگاههای دسته جمعی تلفیقی و فرآوری شده قرن نوزدهم قرار داشت ، سیاستهای دولت برای مزارع بزرگ و مقرراتی که تحت حمایت تجارت کشاورزی شرکتها بودند این روند را تسریع کرده و در اواخر دهه بیست در سراسر جهان کشاورزی گسترش یافت. یکپارچه سازی و حاشیه های همیشه سخت تر ، صنعت گوشت را به کشف بازده های جدید و سودهای دست نخورده در بدن حیوانات سوق داده است. صنعت خود این دامداری را “کالا” می نامد: به لطف ابزارهای پیشرفته علوم زندگی مدرن و ژنتیک ، حیوانات به صورت انبوه تولید می شدند تا پنجاه سال پیش با روشهای غیر قابل تصور قابل تعویض باشند.

تلقیح مصنوعی به عنوان یک فناوری منحصر به فرد قدرتمند برای استاندارد سازی تولید مثل حیوانات برجسته است. این امر به مزارع این امکان را می دهد تا هم حیوانات همگن تولید کنند و هم فرآیند تولید مثل خود را استاندارد کرده و از این طریق ناراحتی و غیرقابل پیش بینی بودن اجازه تولید مثل به حیوانات به روش قدیمی را از بین ببرند. به عنوان مثال ، این اجازه می دهد تا مزارع کارخانه ای چرخه های استروس کل انبارها را با حیوانات هماهنگ کنند ، که به نوبه خود کارایی اشباع ، بارداری و زایمان را به حداکثر می رساند. به عبارت دیگر ، لقاح مصنوعی به مزارع اجازه می دهد تا اطمینان حاصل کنند که حیوانات در ساعت بازار تولید می شوند و نه از طریق مواد آلی خود. بازار جهانی اسپرم تلقیح مصنوعی همچنین مداخلات پیچیده ای را در زمینه ژنتیک حیوانی تضمین می کند: تولیدکنندگان دیگر دیگر توسط قبایل با ارزش خود (یا همسایه) محدود نمی شوند. آنها می توانند از مایع منی حیوانات از سراسر جهان استفاده کنند. و خنک کردن به این معنی است که حیوانات با ارزش و ارزشمند اغلب حتی مدت ها پس از مرگ و سوسیس و کالباس نگهداری می شوند.

تلقیح مصنوعی برای اولین بار به منظور بهبود بهره وری گاوهای شیری بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم ایجاد شد. گاو های شیری باید برای تولید شیر به طور مداوم آغشته شوند و برای شیردوشی فضای محدودی داشته باشند. این جزئیات لجستیکی تلقیح مصنوعی را برای اکثر گاوداری های لبنی مناسب کرده است و کشاورزان انتظار دارند که با افزایش قابل توجه بهره وری ، سرمایه و هزینه های بالای کار آن را جبران کنند. در سال 1960 ، این روش به استاندارد صنعت لبنیات در ایالات متحده تبدیل شد. در دهه 1970 ، این ماده همچنین به طور فزاینده ای در تولید بوقلمون استفاده می شد ، جایی که به کشاورزان کمک می کرد سطح پایین باروری و فصلی غیرمعمول تقاضا را که توسط شکرگذاری اعمال می شود ، مدیریت کنند. تولیدکنندگان گوشت خوک و گوشت گاو چندان نوید این فناوری را نمی دهند ، در حالی که ظهور عملیات تغذیه حیوانات غلیظ (CAFO) – پیشگام در مزارع تولید مرغ مگا در دهه 1950 – در حال تسلط بر تولید گوشت خوک و لبنیات است. گوشت ، از دهه 80 شروع می شود

CAFO ها ، جایی که حیوانات – به جای چریدن یا تغذیه به طور طبیعی – در فضاهای محدود نگهداری می شوند ، به این معنی است که پرورش حیوانات می تواند در تعداد کمتری از مزارع بزرگ پرورش متمرکز شود. پس از آن کارگران استخدام شده می توانند جریان بی انتهای حیوانات را با ارزان قیمت تلقیح کنند و مقیاس های لازم را برای سودآوری تلقیح مصنوعی ایجاد کنند. تا دهه 1990 ، او جاده هایی را در تولید خوک درست کرد. تا سال 2000 او در 70 درصد مزارع استخدام شد. امروز است “تقریبا جهانی، “و صنعت گوشت گاو نیز متحول شده است. فقط در تولید جوجه های گوشتی ، تلقیح مصنوعی هنوز نسبتاً نادر است. مرغ ها ، پرخورترین حیوانات در آمریکا ، در تعداد بسیار زیادی پرورش می یابند و از قدرت باروری بسیار بالایی برخوردارند که تاکنون این فناوری مقرون به صرفه ارزیابی نشده است. اما حتی در آنجا ، کارشناسان معتقدند که ادغام صنعت ، ارزان بودن فناوری و سود تولید که باعث می شود صنعت در یک لحظه حساس به بیرون هدایت شود ، فقط زمان لازم است. صادقانه بگویم ، تلقیح مصنوعی در کشاورزی صنعتی چنان گسترده است که در صورت ممنوع شدن به دلیل رفاه حیوانات ، بسیاری از تولید گوشت و لبنیات یک شبه متوقف می شود.



[ad_2]

منبع: some-news.ir