[ad_1]

در پاسخ ، اولر می نویسد ، در حال حاضر بسیاری از رمان ها “نویسندگانی را ارائه می دهند که نسبت به آنچه در تمام وقت خود صرف می کنند و همچنین در مورد آنچه که در مورد روح آنها می گوید ، کاملاً آگاه هستند. به کتاب های بن لرنر ، شیلا هتی ، مایکل توماس ، سام لانسکی ، ایاد اختر یا کارل اوو کناوسگارد فکر کنید که نویسندگان اصلی و مبهم آنها فقط مبتنی بر خود نویسندگان هستند و زندگی های مشابهی دارند و حتی حتی نام های یکسانی دارند. اولر همچنین در مورد “گروه اخیر زنان ضد قهرمان” در رمان های نویسندگانی مانند کاترین لیسی و راشل کاسک می نویسد. “محروم از شخصیت و علایق ، آنها نه قهرمانانی هستند که دستگاههایی را می توانند از طریق آنها مشاهدات مربوط به زندگی مدرن و نقشه های متفکرانه را هدایت کنند.

نکته عجیب در مورد این مشاهدات این است که به همان اندازه در مورد شخصیت خود اولر نیز صدق می کنند. حسابهای جعلی به وضوح نیمه زندگینامه ای است. قهرمان داستان ، زمان خود را بین نیویورک و برلین تقسیم می کند ، دقیقاً همانطور که خود اولر این کار را می کند. قهرمان داستان ، نویسنده جوانی است که با حضور قابل تشخیص در شبکه های اجتماعی ، دقیقاً مانند خود اولر. قهرمان داستان حتی یک عکس در حساب توییتر خود دارد ، “در آن موهای من کاملاً چشم و بینی ام را می پوشاند ، و من را به عنوان یک دختر سکسی مغرور و بدون چهره معرفی می کند” ، توییتر اویلر را کاملا توصیف می کند مشخصات یک عکس (حتی با استفاده از زبانی تقریباً مشابه توصیف خودش از آواتار آنلاین خود از مقاله 2018). علاوه بر این ، روایت اول شخص اولر چیزی نیست جز وسیله ای برای مشاهده سرگرم کننده و جذاب. گویا راوی او نویسنده است ، اما کسی که به نظر می رسد کمی درباره نوشتن فکر می کند ، بسیار کمتر این کار را با هر تکرار انجام می دهد. این در رمان کمی سابقه خارج از رابطه دارد. ما هرگز با والدین یا خانواده او ملاقات نمی کنیم ، هرگز چیزهای زیادی درباره کودکی یا بزرگسالی او نمی شنویم ، هرگز عقاید سیاسی وی را فراتر از اشاره به یک چپ مبهم و مردود رد نمی کنیم. (این نشان دهنده دیدگاه اولر در مورد کاسک است: “خواننده از روی سلیقه ، صدا و داستانهایی که انتخاب می کند می تواند یک شخصیت را استنباط کند ، اما شخصیت به صراحت با هیچ زمینه ای ساخته نشده است.”) در حقیقت ، حسابهای جعلی اساساً وجود دارد نه شخصیت هایی غیر از شخصیت اصلی – مطمئناً هیچ شخصیتی با فضای داخلی وجود ندارد. در عوض ، قهرمان داستان و تفکر مرده و شوخ طبعی او وجود دارد.

هنگامی که از آمریكایی بودن او آزرده خاطر شد ، اظهار داشت كه این “در سال 2004 اینگونه به نظر می رسید.” هنگامی كه او با دیگر زنان سفیدپوست بروكلین در بروكلین در یوگا حضور یافت ، صریحاً “2016” را مسخره كردمقاومت“-” یک اصطلاح گسترده مفید که قدرت آن از رسانه های اجتماعی ناشی می شود ، جایی که نمی توانید چشم از همکاران و همکلاسی های قبلا غیر سیاسی خود از دبیرستان و غرفه های یک شبه بردارید ، و در اطراف پاراگراف های توصیه های شدید ، اغلب کپی شده ، و توسط کاربران چسبانده شده است n درجات جدایی ، که بعداً با درخواست تشخیص اینکه هر اقدامی که صعود کرده باشد را آغاز کرده اند ، پدیدار خواهد شد. راوی احساس نمی کند؛ او مشاهده می کند و در نظر می گیرد. این وفور ، اما عمق کمی دارد.


با اينكه حساب های جعلی می توان به عنوان واکنش اویلر نسبت به گرایش هایی که در بسیاری از رمان های مورد بحث مشاهده کرد ، خواند ، وی بسیاری از تیک هایی را که گاهی اوقات آزار دهنده بود ، در این کتاب ها کپی کرد. به عنوان مثال ، اویلر از نویسندگانی که “امتیاز خود را محک می زنند” اما هرگز بر اساس آگاهی از مزایای ساختاری خود عمل نمی کنند ، آزار می یابد. در یک بررسی دقیق از جیا تولنتینو آینه ترفند، او خاطرنشان كرد كه نويسنده “قبل از شكايت كردن مراقب خويشاوندي و” شانس “خويشاوندي خود است اما معمولاً فقط براي توجيه همخواني با درد و رنج افرادي كه با آنها اشتراك چنداني ندارد ، توافق مي كند. تلاش او براي بدتر نشان دادن و مال آنها خیلی بد نیست. “اولر همچنین در مورد نویسنده مشهور ایرلندی ، سالی رونی می نویسد که” آگاهی مجدانه از پویایی کلاس و جنسیت ، زندگی درونی شخصیت های او و همچنین نحوه تعامل آنها را هدایت می کند. “



[ad_2]

منبع: some-news.ir