فراتر از بیداری بزرگ


امسال هفتاد و پنجمین سالگرد انتشار است کلانشهر سیاه، خیابان کلر دریک و مطالعه قابل توجه شیکاگو درباره هوراس آر. کیتون. کلانشهر سیاه با پایان یافتن جنگ جهانی دوم ، با رهبران سیاسی آمریکایی که در مورد بهترین راهها برای دستیابی به بهبود و بازسازی غیرنظامیان گفتگو می کردند ، ظاهر شد. دریک و کیتون دریافتند که نتایج این بحث برای دیگر سیاه پوستان آمریکایی آنها در دهه های پس از جنگ بسیار مهم خواهد بود. چند مطالعه تأثیرگذار دیگر که در همان زمان منتشر شده است ، معضل آمریکایی: مسئله سیاه پوستان و دموکراسی مدرن توسط گونار میردال جامعه شناس سوئدی و نجار چه می خواهد؟ گلچینی که توسط Rayford W. Logan ویرایش شده است نیز چالش های اصلی برابری نژادی در جهان پس از جنگ را تأیید می کند ، و گسترش ادامه سیاست دستمزد اجتماعی New Deal و رشد مداوم اتحادیه صنعتی را به عنوان کلید پیشرفت سیاه نشان می دهد.

در پس زمینه بحث در مورد سیاست سوسیال دموکراتیک ، دریک و کیتون اطلاعات زیادی درباره تغییرات جمعیت سیاه پوستان شیکاگو بین دهه های 1940 و اوایل دهه 1940 ارائه دادند. آنها به ویژه بر تغییر الگوی اشتغال و مسکن و پویایی همپوشانی تبعیض نژادی ، ادغام سیاسی و فرصت های ساختاریافته – آنچه آنها به عنوان سقف کار توصیف می کنند – در دهه های 1930 و 1940 متمرکز شدند. توصیف آنها از سلسله مراتب نژادی شهر براساس روایت آنها از روابط اجتماعی مادی است – نشان می دهد که به عنوان مثال ، رقابت برای استخدام تبعیض نژادی در بازارهای کار را نقض کرده است و پویایی بازار مسکن انحصار سفید را به عنوان پایه ارزش املاک و مستغلات ایجاد می کند. . آنها اظهار داشتند كه “نژادپرستی” و حتی “تعصب” به خودی خود توضیحات كافی برای نابرابری های نژادی متنوع نیستند: . و آنها اصرار ورزیدند ، “درگیری نژادی در مناطق شهری شمالی زمانی بوجود می آید که رقابت به ویژه شدید باشد – برای مشاغل ، خانه ها ، قدرت سیاسی یا اعتبار – و هنگامی که سیاه پوستان (با یا بدون اساس) تهدیدی برای کسانی که قبلاً چنین چیزهایی یا کسانی که برای آنها رقابت می کنند. “

دریک و کیتون تصور نمی کردند که نژادپرستی یک نیروی ثابت و یکپارچه است و سیاه پوستان را برای همیشه ستم می کرد زیرا آنها بهتر می دانستند. بیشتر این کتاب در مورد چگونگی تغییر اوضاع سیاه پوستان آمریکایی به عنوان یک فرد و به صورت گروهی در نیم قرن گذشته است ، با اشاره به پیشرفت ها و پیروزی های بزرگ و کوچکی که مدافعان سیاه پوست برای برابری در فرصت های شغلی ، حقوق شهروندی ، و امنیت مادی. آنها همچنین تأکید کردند که سیاهپوستان برخلاف رژیم جیم کرو در جنوب ، از آزادی بیشتر و فرصتهای اقتصادی و سیاسی که شیکاگو و دیگر شهرهای شمالی به آنها می دهند ، بیشترین سود را دارند.

این کتاب با گمانه زنی مختصری درباره آینده سیاست آمریکا و چگونگی شکل گیری برنامه های سیاسی سیاه در دوره پس از جنگ پایان می یابد. “نویسندگان نتیجه گیری می کنند:” مردم در مورد آنچه که می خواهند کاملاً مصمم هستند “: برداشتن سقف کار. مسکن مناسب؛ دسترسی مساوی و تفکیک ناپذیر به کلیه اماکن اقامتی عمومی. حمایت از حقوق آن سیاه پوستان و سفیدپوستان که ممکن است بخواهند از لحاظ اجتماعی متحد شوند. و آنها می خواهند ببینند که این الگوی در سراسر آمریکا – از جمله جنوب – گسترش یافته است. “دریک و کیتون به همان اندازه در مورد وسایل مناسب برای دستیابی به این اهداف واضح بودند: مبارزه گسترده تر برای” اشتغال کامل در جهان پس از جنگ و توسعه یک برنامه جهانی برای آزادی انسان عادی “.

این دستورالعمل کاملاً در تضاد با رونق امروز در کاهش تجزیه و تحلیل نابرابری آمریکایی و بی عدالتی اجتماعی است. بنابراین بهتر است نگاهی بیندازیم که ما از دستور کار سیاسی دریک و کیتون چقدر فاصله گرفته ایم – و این فاصله در مورد چشم اندازهای نژادی و اقتصادی پیش رو چه می گوید.

در سالهای اخیر ، بحث نژاد و سیاست در ایالات متحده بیشتر با اخلاقیات انجام شده است تا تحلیل دقیق یا ملاحظات استراتژیک. همچنین به روشهای ساده لوحانه و غیرمولد تفسیر گذشته و ارتباط آن با حال بستگی دارد. من در مورد تعدادی از فداکاری های سیاسی و فکری آنچه ممکن است این بیداری بزرگ بنامیم ، بحث کرده ام ، از جمله تمایل به مشاهده گذشته از گذشته ، از دریچه مفروضات ، هنجارها و الگوهای روابط اجتماعی در حال حاضر.

این گرایش فقط با گسترش مفاهیمی مانند بدبینی افروزی تقویت می شود ، که فرض بر این است که اگر نگوییم تمام تاریخ جهان ، تحت تأثیر “ضد سیاهی” جهانی است. طرفداران انتقاد بدبینی افروزی و دیگر اندیشمندان نژادگرا متعهد به برتری ماورا الطبیعه سفید پوستان به عنوان سنگ بنای اصلی و موتور تاریخ و ماقبل تاریخ ایالات متحده و همچنین تبعیت امپریالیستی و استعماری در سایر نقاط جهان هستند. معروف ترین نیویورک تایمز“پروژه برنده جایزه 1619 ، به رهبری نیکول هانا-جونز ، استدلال می کند که برده داری و تبعیت نژادی ، ایالات متحده را از زمان آغاز به کار تعریف کرده است ، مارک اخلاقی غیرتاریخی که اکنون در برنامه درسی تاریخ دبیرستان گنجانده شده است.

با این حال ، همانطور که استدلال کردم ، این پیش فرض که تسلیم در برابر برتری سفیدپوست تجربه نهایی و بی امان آمریکایی ها در ایالات متحده است ، با تصادفی ترین مشاهده لغو می شود. فقط به عنوان یک مورد ، من در طی کنفرانسی در اوایل دهه 1990 در مورد سیاست سیاه پوستان در دانشکده حقوق هاروارد ، که توسط گروه دانشجویی سیاه پوست دانشکده برگزار شده بود ، پانلی را به یاد می آورم ، که یک استاد برجسته حقوق سیاه پوست در هاروارد گفت – بدون هیچ گونه صلاحیتی و احساس کنایه – از سال 1865 تاکنون هیچ تغییری در سیاه پوستان آمریکایی تغییر نکرده است. تا همین اواخر ، این گفته آشکارا نادرست می توانست به عنوان یک شعار بلاغی منطقی باشد ، در واقع جمله ای که به دروغ بودن آن در مورد کارآیی آن بستگی داشت. این ارمیایی بود که مانند گزاره ای تجربی لباس پوشیده بود. “هیچ چیزی تغییر نکرده است” دارای یک صلاحیت ضمنی است – که هر خشم نژادی اعلامیه را تحریک می کند به نظر می رسد هیچ چیز تغییر نکرده است. این نوع تحریک بر ادعاهای ضمنی لفاظی مبنی بر اتاویستی بودن جنایتی که او هدف قرار داده است متمرکز است – اما برای دستیابی به هر نیروی قابل توجهی ، ما را ملزم می کند که بفهمیم دارند به حدی تغییر کرده است که دیگر مجبور به بخشش ، پذیرش یا پذیرش چنین جنایاتی نیست.

شور و بیداری بزرگ از آن زمان تاکنون این وسیله بلاغی اساسی را به بیان واقعیت تبدیل کرده است. این یکی از نگران کننده ترین ویژگی های تقلیل گرایی نژادی غیر منطقی در لحظه تاریخی ما است. او نه تنها ریز تفسیر تاریخی ، بلکه ایده تاریخی بودن را نیز فدا می کند یا آشکارا رد می کند – این درک که ارتباط بین گذشته و حال باعث ایجاد معانی و ظرایف فراتر از مرز دگم های منقرض شده در هر دو دوره می شود. تقلیل گرایی انعطاف ناپذیر نژادی همچنین به طور کلی مانع از این ایده می شود که ما باید در درک ایده ها و اقدامات گذشته به طور همزمان ، در بافت معنایی پیچیده آنها و همچنین در رابطه با ایده های خود ، تلاش کنیم. سیاست کاهش نژادی به انکار ویژگی تاریخی بستگی دارد ، معمولاً از طریق یک مانور مهارتی که چالش ها و مبارزات سیاه پوستان آمریکایی را نشان می دهد که توسط یک انتزاع واحد ، فراتاریخی و ایده آل به نام “نژادپرستی” ، “برتری سفید” یا “ضد نژاد پرستی” به وجود آمده است. سیاهی ». آنچه در این مدل بورگ مانند یک مخالفت عالی سفیدپوست و به ظاهر همه تسخیر کننده از دست رفته است ، سیاست ها و برنامه های واقعی است که سیاه پوستان واقعی ، غالباً با دیگران ، با آنها مبارزه و مخالفت کرده اند. کلانشهر سیاه این تفاوت را برجسته می کند.

دریک و کیتون همچنین توضیحی پیشنهادی (البته ناخواسته) در مورد پارادوکس اساسی دوران بیداری ارائه می دهند: این که با شدت گرفتن نابرابری طبقاتی واقعی در میان سیاه پوستان آمریکایی ، تب و تاب سیاست های ضد نژادپرستی به نسبت فزاینده ای غیرمنطقی برای انکار این کشور افزایش می یابد. اعمال یا آن را به مجموعه ای از اولویت های نژادی-تقلیل دهنده تابع کنیم. نویسندگان خاطرنشان می کنند: “طبقه متوسط ​​سیاه پوست طبقه متوسط ​​سفیدپوست را رقیب خود می داند و طبقه پایین سیاه پوست آن را استثمارگر می داند.” البته به ذهنشان خطور نمی کرد که در سال 1945 بپرسند که اگر طبقه کارگر سیاه پوست طبقه متوسط ​​سیاه پوست را چگونه ببیند دومی جایگزین همتایان سفیدپوست خود شد. آنگاه این احتمال از حد تصور عمل گرایانه سیاسی خارج بود. منافع یک نژاد خیالی و تمایز نیافته به یک منبع مهم سرمایه سیاسی برای پیشبرد برنامه های هویتی تحریف شده به نفع طبقات بالا و مدعیان تبدیل شده است ، این یک تحول اساسی است که به نوبه خود نشان می دهد بیداری بزرگ نوعی ناهماهنگی شناختی است. این کلاس. بدین معنا که هر چقدر فضای سیاسی کاهش نژادی برخلاف واقعیت های روزمره زندگی سیاه پوستان آمریکایی باشد و ترس را ابراز کند ، بیدارگر باید با خیال راحت تری ظلم خود را نسبت به یک نژاد یکپارچه و بدون تغییر توسط نژاد افزایش دهد. به این ترتیب ، تضادهای حیاتی نتایج ناهموار زندگی که توسط طبقه یا سایر نیروهای خارج از محدوده کاهش نژاد داوری می شود ، به سادگی از معادله کم می شوند. این واقعاً می تواند نقطه نزدیک شدن تفکر مورد نظر به آسیب شناسی را مشخص کند. یا می تواند به سادگی حکمت عمیق جمله معروف آپتون سینکلر را نشان دهد: “سخت است که به شخص وادار کنیم چیزی را بفهمد وقتی حقوقش به عدم درک او بستگی دارد.”


منبع: some-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*