[ad_1]

قبل از اینکه جورنیمن به دنیای خواهرش سفر کند ، او در دنیای تودباوم گشت و گذار کرد: آنها در یک درام تلویزیونی پسا آخرالزمانی همکاری کردند. تقریباً بلافاصله ، Journeyman به عقب کشیده شد. به گفته وی ، تودباوم تنها بازمانده یکی از ترکیبات ثروتمندان است که به محض بی ارزش بودن ارز اشتباه می کنند. او این احساس را داشت که 14 میلیون دلار در این ابرخودرو سرمایه گذاری می کند ، یک ماشین استخراج هسته ای تبدیل به یک ماشین نیمه خودمختار با هوش مصنوعی بدون کنترل از خود و یک دستگاه اسپرسو. دقایقی از ورود تودباوم نگذشته بود که جورنی من اولین اسپرسوی خود را که سالها بود از آن می نوشید ، برداشت و لیوان تنها دوست خود را در چیزی شبیه به یک نمایش اروتیک به اشتراک گذاشت. تودباوم نوعی شخصیت است که برای ما از رمان های بریتانیا بیشتر شناخته شده است –Brideshead Revisited، یا کودک ناشناخته– مردی که ابتدا عاشق یک برادر و سپس خواهر خود است. او سالها قبل ، هنگامی که آنها جوان بودند ، یک بار زندگی آنها را منفجر کرد و به نظر می رسد برای انجام یک بار دیگر به این روش رسیده است. با شروع اسپرسو ، جورنیمن خیلی زود فهمید که زندگی او به اندازه سریال تلویزیونی که در زمان جدایی با تودباوم روی آن کار کرده عجیب است. اسکار وایلد ادعا می کند آنچه شما می نویسید در حال تحقق است و به نظر می رسد این مورد در مورد جورنیمن وجود داشته باشد.

اگر لمس های باروکی مانند این نبود ، رمان لتم نبود. و کوچولوها هم جزئیات مورد علاقه کوله پشتی در جشنواره فیلم Telluride 2020 است که Journeyman از آن برای تحویل غذا استفاده می کند. من سعی کردم به آن نگاه کنم تا ببینم آیا می توانم آن را پیدا کنم ، زیرا می دانستم که جشنواره ، مانند بسیاری دیگر ، توسط کوید لغو شده است. این نوعی نوسان است که جشنواره نمی فروشد ، اما کارآموزان می توانند در eBay بچسبند و بفروشند. این کوله پشتی ، مانند یک درگاه ، از این دنیا به دنیای دیگر. هر کسی که می تواند یک مسافر مسافر شود ، احتمالاً قبلاً یکی از آن ها را دارد. نتیجه یک سوئیچ هوشمندانه در قالب یک رمان است که با شروع طرح کلی نفخ – و رضایت بخش – خود ، تقریباً خیلی هوشمندانه احساس می شود.


دو عاشقی که نیمی از دللوها را تشکیل می دهند سکوت-جیم کریپس و دوست زیبای مسابقه ای مختلط او تسا در حال بازگشت به نیویورک از سفر به پاریس ، درست در زمان حضور در سوپ باول. داستان تسا از طریق حس نادر بودن جیم ارائه می شود (صدای راوی: آنقدرها هم نادر نیست) ، بنابراین می توانیم نه تنها سفیدپوست او را تصور کنیم بلکه او مردی است که دوستان زیادی ندارد که سفید پوست نیستند. من این را می گویم زیرا تسا کسی است که من او را می شناسم – شعر “مبهم” او ، همانطور که شرح داده شد ، جاه طلبی های ادبی او ، همه چیز آشنا به نظر می رسید. من می توانم از 10 دوست به این شکل نام ببرم و حتی پیشنهاد می کنم مثل این شخص باشم.

عاشقان از آسمان سقوط می کنند ، هواپیمای آنها سقوط می کند و آنها کم و بیش بدون آسیب از لاشه هواپیما بیرون می آیند ، گرچه دیگران خیلی خوش شانس نیستند. آنها برای معاینه به بیمارستان می روند اما سیستم های بیمارستان کار نمی کنند. در آنجا آنها برای به دست آوردن بازماندگان قبل از رفتن به آپارتمانی که دوستانشان در آن یک مهمانی Super Bowl دارند – نیمه دیگر رمان ، به نظر می رسد رابطه جنسی است. به نظر می رسد این دوستان ، ماکس و دایان ، و دوست دیگرشان ، مارتین ، با صحبت در عدم اطمینان در مورد انیشتین ، فلسفه ، عیسی ، با وحشت آینده خود دست و پنجه نرم می کنند. در نگاه اول ، مارتین واقعیت های تصادفی را بیرون می کشد ، گویی که اینترنت را گیج می کند ، شبکه ای که اکنون برای آنها گم شده است و توییت انسانی حول پست های او می چرخد. از قضا ، این مانند خواندن توییتر در هنگام اضطراری بود – یک اتفاق تاریخی که در آنجا به طور واقعی اتفاق می افتد. به نظر می رسد به موازات رابطه جنسی غیرمعمولی که تسا و جیم در بیمارستان انجام می دهند ، مارتین شلوار خود را در می آورد.



[ad_2]

منبع: some-news.ir