[ad_1]

ممکن است خودم ننوشته باشم پادشاه لیر در طی همه گیری ، اما من مطمئناً داستانهای زیادی گفته ام. این به این دلیل است که من روزهایم را با تماشای یک کودک شش ساله می گذرانم. از آنجایی که ما کاری جز سرگرمی نداریم ، داستانهایی را برای او تعریف می کنم که من ناهار را برای او درست می کنم یا در محله قدم می زنیم. شاید گفتن داستان برای زندگی کمتر از گذراندن وقت به عنوان قصه گویان باشد رستوران که هر شب از گفتگو با یکدیگر لذت می برند در حالی که فلورانس توسط طاعون سیاه ویران شده است. اما برخلاف آنها ، من تصور این را ندارم که داستانهای خودم را بسازم ، بنابراین هنگامی که من برای نخ درخواست می دهم ، دوباره به حقیقت و امتحان شده برمی گردم: “روزی روزگاری یک هابیت بود به نام فرودو بگینز …”

خوشحالم که به خوبی با دانش آشنا شدم استاد حلقه، زیرا کودکان در مورد دنیاهای مختلف دیگر س questionsالات زیادی دارند که مردم جهان ما اختراع کرده اند. ممکن است سال کند: “اورک ها از کجا آمده اند؟” می گویم: “خوب ، آنها یک بار الفی بودند که توسط لرد تاریکی مورد شکنجه و فساد قرار گرفتند.” هر فیلمی که تماشا می کنیم ، هر کتابی که می خوانیم ، کهکشان کاملی از داستان های کوچک را به وجود می آورد که در طول روزهایی که همه مانند یک روز بی پایان احساس می شوند ، یک جیب عجیب و غریب از زمان است که در خانه من احساس در غیر این صورت ، یک آکواریوم شنا با افسانه ها و تخیلات. من مطمئن نیستم که چه پدری می خواهم باشم ، اما به نوعی این موضوع شامل یک بار دیگر توصیف رابطه خانوادگی بین دراکو مالفوی و بلاتریکس لسترانگ نمی شود.

روشی که زنان در داستان ها به تصویر می کشند مانعی برای لذت ناب ما از آنها است. برای مثال ، وقتی فاز افسانه های یونان را پشت سر گذاشتیم ، مجبور شدیم دیگر تلاش نکنیم نسخه مختصر آن را بخوانیم ایلیاد زیرا توضیح اینکه آگامنون و آشیل بر سر صیغه برده درگیر بودند بسیار دشوار بود. مرحله اسطوره اسکاندیناوی بهتر پیش رفت زیرا وی شخصیت مورد علاقه خود را در هل پیدا کرد ، نیمه جسدی ، نیمه زیبایی که بر دنیای زیرین حکمرانی می کند. حالا او از داستان های کتاب مقدس دیوانه شده است ، اگرچه نمی فهمد چرا این حوا بود و نه آدم که میوه ممنوعه را خورد و بشر را به تبعید از بهشت ​​محکوم کرد ، یا چرا این زن لوط بود و نه خود لوط که تبدیل به ستون نمک. “چرا او همیشه زن است؟” او متورم می شود و من هیچ جوابی برای او ندارم ، مگر اینکه تأکید کنم که این فقط یکی از دلایل بسیار زیاد مذهبی نبودن ماست.



[ad_2]

منبع: some-news.ir