تکیه بر یک داستان نویس با سیاست هویت


هیچ قهرمانی بهتر از Rias قدرت پول برای شکل دادن و چسباندن مشکلات به هویت آمریکا را درک نمی کند. ریاض که یک شریک آمریکایی پاکستانی است ، یک صندوق پرچین دارد و می خواهد از ثروت خود که به دلیل تجارت بدهی خارجی ساخته می شود ، برای بهبود گفتگو در مورد اسلام در آمریکا استفاده کند. او با نویسنده دوست شد و او را در هیئت بنیاد خیریه خود قرار داد. به زودی ، ایاد میهمان واکنش پذیر کلاسهای جهانی پول است ، جایی که هویت وی کالای دیگری است که مورد معامله قرار می گیرد ، نشانه ای از “تنوع” یک جامعه جهانی لیبرال است که از آنجا که یک سیستم طبقاتی وحشی را برطرف نمی کند ، پوچ است.

ایاد وقتی به اسكرانتون ، پنسیلوانیا ، شهر فقیری كه ریاز در آن بزرگ شده ، می رود. اقامت بدون برنامه وی در شهر از زمانی آغاز شد كه پلیس وی را به بزرگراه كشاند. پلیس از او می پرسد اهل کجاست – مصر ، پاکستان ، هند انگلیس ، نیویورک ، میلواکی؟ – و ایاد از پاسخ دادن دریغ می کند ، زیرا انتظار دارد پیش داوری های پرسش های پلیس باشد. چند روز آینده ، منتظر تعمیر اتومبیل خود در حومه افسرده پنسیلوانیا ، وی را بر آن داشت تا تصمیم بگیرد که آزاد شود. وی می گوید: “من در شرف شروع یك كار بودم ،” بر اساس تمایل جدیدم نسبت به اینكه وانمود كنم برای كشور یا جایگاه خود درگیری ندارم.

ایاد همچنان برنده جایزه پولیتزر شد و بعداً نوشت تاجر بدهی. شخصیت اصلی این نمایش تا حدودی مبتنی بر ریاض است ، وی وی را نه به عنوان یک قهرمان و نه یک شخصیت شرور ، بلکه به عنوان فردی که توسط عصبانیت مردود یهودی شکسپیر از ونیز رانده شده است ، نشان می دهد. ابهام اخلاقی نمایش ، منتقدانی را که از عدم نمایندگی ریاض شکایت دارند ، گیج می کند خوب مسلمانی که انگیزه های شکست ناپذیر او تعصبات کشورش را سرزنش می کند. ایاد می گوید ، در آمریکا شما یک قربانی تحقیر شده اید یا در این مورد ، مسلمان هستید. گفت ، گفتگو درباره هنر ، مانند هر چیز دیگری در آمریکا ، “در موج جزر و مد فرو می رود”. وی نتیجه گرفت: “سیاست بازنمایی” در حال صعودی است و به طور فزاینده ای با شاعرانگی هنر روایی اشتباه گرفته می شود. نسبت به ابهامی که اغلب بهترین ادبیات را ارائه می دهد.


وقتی دوره کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه براون به پایان رساندم – حدود ده سال پس از حضور اختر در آنجا – دعوت نامه ای برای عضویت در مرکز پردیس جهان سوم دریافت کردم ، فضایی برای دانشجویان رنگارنگ برای “جستجوی هویت آنها”. (این تاسیسات به مرکز Brown برای دانشجویان رنگ تغییر نام یافت. 2014) خانواده ایرانی من ، که بیشتر در لئو تولستوی بیشتر از Chinua Achebe منعکس می شود ، گیج و مبهوت بودند: مردم “من اصلاً در مورد گذشته یا ایده خودم درباره اینکه کیستم صحبت نکردم.




منبع: some-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*