[ad_1]

الكساندر همیلتون ، در نوشتن 68 № فدرالیست ، گفت كه مطلوب است که “انتخابات فوری باید توسط افرادی انجام شود که در بهترین شرایط برای تجزیه و تحلیل ویژگی های سازگار با ایستگاه و عمل در شرایط مطلوب برای بحث ، و برای ترکیبی منطقی از تمام دلایل و انگیزه های مناسب برای مدیریت ایستگاه انجام شود. انتخاب آنها تعداد کمی از افراد که توسط همشهریان خود از بین توده های عمومی انتخاب شده اند ، احتمالاً اطلاعات و بینش لازم برای چنین تحقیقات پیچیده ای را دارند. “

دلیل عمیق تر ، هرچند کمتر روشن ، تأسیس دانشکده انتخابات و رد قاطع سیستمی که روسای جمهور را با رأی گیری جهانی انتخاب می کند ، مربوط به برده داری است. جنوبی ها نگران بودند که به دلیل تعداد زیادی بردگان در کشورشان آسیب ببینند. همانطور که هیو ویلیامسون از کارولینای شمالی در کنوانسیون قانون اساسی 17 ژوئیه 1787 اشاره کرد ، “[S]lavetas حق رأی نخواهد داشت. “

ایالت های شمالی با همان جمعیت همتایان برده جنوبی خود ، از طریق محرومیت از حق بردگان ، نفوذ انتخابی بیشتری خواهند داشت. دانشکده انتخابات با در نظر گرفتن انتخابات ریاست جمهوری به تابعی از آرا elect انتخاباتی ، نه فقط جمعیت ، شرایط بین کشورهای آزاد و کشورهای برده را برابر می کند. آرا elect انتخاباتی جنوب با شمارش برده ها به عنوان سه پنجم یک مرد برای اهداف توزیع محدود شد ، توافق نامه ناعادلانه ای که برای منافع جنوب بهتر از این بود که اصلاً شمرده نشود ، که در واقع در مورد سیستم محبوب رأی دادن

در اوایل انتخابات 1800 ، حیله گری استراتژی جنوب با انتخاب توماس جفرسون از ویرجینیا نتیجه داد. حاشیه پیروزی وی بر جان آدامز از ماساچوست از آرای رای دهندگان ناشی از ورود جمعیت برده در انتخابات کالج انتخاباتی ناشی می شود. اگر برده ها به حساب نمی آمدند ، همانطور که در مورد هندی ها اتفاق افتاد ، جفرسون شکست می خورد. وکالت پل فینکلمن معتقد است که اگر آدامز در سال 1800 پیروز می شد ، ممکن است کل تاریخ آمریکا تغییر کرده باشد ، زیرا خرید لوئیزیانا احتمالاً از برده داری تحت مدیریت وی آزاد بود.



[ad_2]

منبع: some-news.ir