با خنده در پایتخت بمیر


این یک بینش یا چیزهای مشابه دیگری نیست ، اما لنز اصلی است که من از طریق آن قیام کاپیتول و چهار سال گذشته را درک کردم:

خرده بورژوازی (متاسفم) از این محاصره به درخواست رئیس جمهور هفته گذشته پاسخ داد ؛ همین نزاع های ماهرتر ، که مستقیماً با پلیس درگیر بودند (از جمله برخی که خود پلیس بودند) نیز همین کار را کردند. گیج کننده است. اما تقریباً همه چیز در مورد زنده بودن است.

همانند شورش کاپیتول ، نقشه ربودن فرماندار میشیگان ، گوتن ویتمر ، به نظر می رسید ترکیبی از شوخ طبعی است که با بستن سالن های ورزشی و کهنه سربازان نظامی آماده برای خشونت واقعی ، فاجعه خود را پخش می کنند. (حتی این خطوط مرزبندی اغلب تار شده است – عزاداران در ورزشگاه همچنین می توانند اسلحه داشته باشند.) اعضای میلیشیا و سایر گروههای راست افراطی ، به جای تبعید یا کینه توزی برای دموکراسی آمریکا ، جامعه هارل چاپریا بیشتر از همه می گوید بسیار صمیمی “پلیس در حال مبارزه با پلیس است و تفنگداران سابق که آموزش نیروی انتظامی را در “نبرد شهری” علیه معترضان زندگی سیاهپوستان انجام می دهند ، بیانگر پیوندهای – تحقق یافته ، بحث برانگیز ، در حال تحول – “بین خشونت خصوصی و عمومی است که دموکراسی آمریکا را از بدو پیدایش تا به امروز مشخص کرده است.”

هر گونه تلاش برای استفاده از نوعی چک لیست برای تعیین اینکه آیا باید همه اینها جدی گرفته شود ، زیرا یا کودتا یا تعریف پایدار فاشیسم خطر پنهان کردن ناسازگاری ، پویایی و خطر اصلی این جنبش ها را دارد. هفته گذشته ریچارد سیمور نویسنده گفت: “این باعث الهام بخش فاشیسم ، فاشیسم در مرحله آزمایشی و سوداگرانه خود بود.” این حس روند – که فاشیسم یک موجود زنده است ، نه صفحه ای که از یک کتاب تاریخ کپی شده است – مفید است. بسیاری از اتفاقات یک باره رخ می دهد ، و نه همیشه عمدا.




منبع: some-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*