انتقام در یک زن جوان آینده دار شیرین است


از مدتها قبل خشونت جنسی و زن ستیزی منبع سرگرمی فیلم ها و تلویزیون های جمعی بوده است که وقتی فیلمنامه نویسان و کارگردانان تصمیم می گیرند کارشان را مستقیماً جستجو کنند ، به روشنایی اعتماد نمی کنند. برخی از موفق ترین درمان های اخیر این فرد با محدودیت محدود می شود: باور نکردنی با یک نمایش جنایی به شکل سخت و حساس فمنیستی مبارزه می کند. تنش زده ، مینیاتوریست کیتی گرین دستیار خود را محدود به چشم انداز کارمند عنوان یک شخصیت وینستین مانند می کند که هرگز در صف اول نمی بینیم ، و با جزئیات نشان می دهد که چگونه دولت سو theاستفاده های خود را می بندد ، هرگونه مخالفت را ساکت و ساکت می کند. جی روچ یک بمب تلاش برای رویکردی روشن تر و سرگرم کننده را نشان می دهد. وقتی کارین کوساما و دیابلو کودی انتقام تجاوز را به وحشت کمدی خشن تبدیل کردند بدن جنیفر در سال 2009 ، تقریباً هیچ کس بیشترین دهه شوخی نکرده است.

هنوز هم ، نویسنده و کارگردان زمرد رازیانه ، معروف ترین بازیگر و مجری برنامه در فصل دوم سریال درباره قاتلان بزرگ قتل حوا، با سهل انگاری خوشمزه به این قلمرو حمله می کند. اولین ویژگی او ، زن جوان خوش قول، با ترکیبی تند و زننده درخشان از ژانرها با آنچه اغلب فرهنگ تجاوز خوانده می شود روبرو می شود: هیجان انگیز برای انتقام ، هجو اجتماعی ، تمسخر ، کمدی عاشقانه. “این چیست ، دهه 90؟” یک مرد جوان با دوستی که به نظر می رسد یک پنیر خاص از یک جنایت جنسی مرتکب شده است شوخی می کند. فیلم رازیانه از درخششی چشمک زننده و ملایم لذت می برد که مرا به یاد آن هیجان های دهه 80 و 90 انداخت که از اضطراب های جنسی و شغلی روزگار خود بهره بردند ، مانند افشای اطلاعات، یا جاذبه مهلک. می توانید بگویید که این یکی اکنون ساخته شده است زیرا شرور برجسته آن در کار خود زنان پرخاشگر جنسی نیستند ، یعنی آن مردان برجسته صادق و متحیر که مایکل داگلاس زمانی در آنها تخصص داشت: مردانی که سخت کار می کنند و پول در می آورند و به محض یافتن یک زن خوب ، آرام باشید و سعی کنید به درستی با او رفتار کنید ، اما بسیاری از نقاط ضعف قابل درک او هنوز هم می تواند آنها را برای نوع خاصی از چنگ و دندان شکار کند. زن جوان خوش قول تا حدودی مثالی در مورد یک مرد خوب و تحصیل کرده است – آن جوانی که وعده اش برای جامعه اش مهم است و هرگز نباید برای چیزی مثل تجاوز به هدر رود.

در صحنه آغازین ، سه پسر که در نوار می نوشند متوجه می شوند که زنی روی سر ضیافت قرمز لیز خورده است ، روی شانه هایش ناپایدار است ، پاها شیب دارد و لباس زیر سفید به نمایش گذاشته شده است. وضعیت او در انسان اول انزجار و محکومیت را تحریک می کند ، در مرد دوم هوس درنده ، در حالی که گوزن سوم ، با بازی آدام برودی ، با بی ادبی آنها بدون درد به نظر می رسد و می رود ببیند آیا به کمک احتیاج دارد یا نه. بدون پاداش برای حدس زدن اینکه کدام یک از این سه خوک کوچک او را به جای او فریب می دهند و سعی در حمله به او دارند. خود زن ، کاساندرا توماس (کری مولیگان) ، نیازی به حدس زدن ندارد. همانطور که از نام او پیداست ، او با بصیرت نفرین شد. و معلوم است که او هوشیار است و هر هفته این کار را می کند. او شخصیت برودی را وحشت زده می کند و چشمانش را باز می کند و رو به روی او می نشیند. او یک قاعده است ، و نه یک استثنا: هر بار ، برخی از منافقین چهره آبدار او را تقریباً بیهوش می بلعند. صبح که برمی گردد ، آنها را با یک یادداشت در یک دفتر کوچک یادداشت می کند.




منبع: some-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*