آینده ماندن در خانه


هر خانه هوشمند یک “آزمایشگاه” بالقوه برای تقویت کننده های شهر هوشمند است. این هم برای ساکنان و هم برای طراحان ساختمان تغییری ایجاد می کند. سه نسل از معماران با الگوبرداری از لوکوربوزیه به نوعی از این تز پیوستند که ساختمانها “ماشینهای زنده” هستند. با استفاده از استعاره از ماشین ، معماران مدرنیست می خواستند عقلانیت و استاندارد سازی را برای حرفه ای که هنوز تحت سلطه سبک ، عرف و غالباً هوس باز است ، به ارمغان آورند. اما آنها به سختی می توانستند تصور کنند که معماری استدلال ساکنان انسانی آن را به دست بگیرد. در حال حاضر ، این بیشتر به کارهای جزئی مانند تنظیم ترموستات ، کم نور کردن چراغ ها و قفل کردن درها محدود می شود ، اما ما به راحتی می توانیم یک سناریو را تصور کنیم که در آن خانه ها وظیفه دارند ما را از یک دنیای خارج که به طور فزاینده ای خصمانه است دور نگه دارند: فیلتر دود ، قرار دادن سدهای بادی تا زمان اخراج سیل و یا بالا بردن درها برای انحراف آتش. سیستم خانه هوشمند می تواند روزانه با مشکلات زیادی در صندلی های چرخدار روبرو شود ، در حالی که سرنشینان آن خوشبختانه بی خبر هستند.

این شیوه زندگی داخلی به طور بالقوه باعث ایجاد ملتی می شود که وسواس بیشتری در زمینه تهیه ، ذخیره اسلحه و حمل و نقل برون شهری داشته باشد. خانه های هوشمند می توانند مردم را وادار کنند که در حوزه خصوصی دورتر از حوزه مدنی باشند. شرکت های فروش فناوری های جدید خانگی احتمالاً با راه حل های سفارشی بازار گرا مشکلات عمیق جامعه را حل خواهند کرد. مشکلاتی را که قبلاً جمعی در نظر گرفته می شد ، می توان از نظر جغرافیایی و طبقاتی تقسیم بندی کرد: بسیاری تنها جهانی را می بینند که تا انتهای کوچه آنها گسترش یافته باشد.


می توان به اثرات اخیر قفل شدن طولانی مدت نگاه کرد تا دشواری و بی ثباتی عاطفی را که با زمان زیاد به همراه دارد ، مشاهده کرد. همانطور که بسیاری از ما کشف کرده ایم ، ترک خانه فقط به بیرون رفتن برای شیر یا پیاده روی سگ نیست: این یک ویژگی داخلی است زیرا ما سرپایی هستیم. بخشی از تمایل ما به پیاده روی را می توان با تردمیل ، عینک عینک واقعیت مجازی و مستندهای مسافرتی ادویه دار کرد ، اما مواردی وجود دارد که فضای داخلی عالی به ما می بندد.

از لحاظ تاریخی ، شهرها ترکیبی پویا از فضاهای داخلی و خارجی را با عملکردهای ترکیبی عمومی و خصوصی سازگار کرده اند. اما با شدت گرفتن تغییرات آب و هوایی و ناآرامی های جهانی ، احتمالاً شاهد عقب نشینی از فضاهای مشترک خواهیم بود. “برزیلی سازی” – تبخیر از طبقه متوسط ​​و تقویت بیشتر جزایر کوچک دارای امتیاز – در سراسر جهان اتفاق می افتد. گمشده همیشه واضح نیست. شهرها از ساختمانها تشکیل شده اند ، اما هزاران فضای بینابینی – مانند میدان ها ، پارک ها ، توقف ها و خیابان ها – یک قلمرو عمدتا خصوصی را به هم متصل می کنند که زندگی شهری را پویا می کند. این “فرصت ها و اهداف” ، 40 سال پیش توسط ویلیام وایت ، در کتاب خود مشخص شده است زندگی اجتماعی فضاهای کوچک شهری ، مکانهایی هستند که جلسات شانس برگزار می شود ، معاملات انجام می شود و فضایل مدنی شکل می گیرد. تلاش برای پیوندن نشاط فضاهای بیرونی مشترک به دنیای بسته تا حد زیادی ناکام مانده است.




منبع: some-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*